تحلیل و بررسی خشونت علیه زنان

 

چکیده

یکی از بحران‌های کنونی اجتماع بشری، گسترش غیر قابل انکار خشونت علیه زنان است. بدرفتاری با زنان‌، در همه کشورهای جهان مسئله‌ای‌ کاملاً‌ عمومی و دارای نـتایج وخیمی است. این مسئله در سراسر جهان سلامت روحی و جسمی زنان را به مخاطره انداخته و سبب نقض گسترده حقوق این بخش از جامعه بشری گردیده است. بسیاری از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که خشونت علیه زنان در خانواده و اجتماع‌، سبب تشویش، حس حقارت و در نهایت خودکشی می‌گردد. بسیاری از روانشناسان در بررسی علل این پدیده، نوع تقسیم و توجه به نقش‌های جنسیتی و همچنین نوع جامعه‌پذیری را ذکر کرده‌اند. این رخداد ناگوار به حدی رشد یافته که این نقض آشکار حقوق انسانی در سراسر جهان و حتی کشورهای غربی نیز مشاهده می‌شود. مسئله مهم در این میان رشد فزاینده خشونت و جرائم جنسی علیه زنان در کشورهای پیشرفته غربی است که مدعی اجرای قوانین سودآور برای زنان هستند. به عنوان نمونه در کشورهای پیشرفته انگلیس و فرانسه شاهد رشد فزاینده خشونت و تجاوز علیه زنان هستیم، اما مجامع بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری به دلیل منافع خاص سیاسی و نقش هژمون این دولت‌ها در ساختار سیاست بین‌الملل،کوچکترین اعتراض و تحریمی را ایراد نمی‌کنند. خشونت خانگی، تجاوز به عنف، خشونت جنسی‌، خشونت جسمی، خشونت در محل کار، بردگی جنسی ‌و ارعاب از انواع مصادیق خشونت علیه زنان به شمار می‌آید. در این مقاله نویسنده با بررسی ابعاد خشونت‌، میزان جرائم جنسی و تضییع حقوق زنان را در کشورهای غربی تحلیل کرده است.

کلیدواژه

 زنان، حقوق، جرائم، مجامع، تضییع، ارعاب.

مقدمه

امروزه علي‌رغم پيشرفت‌هاي عـلمي هـنوز معضل خشونت، وجدان‌ها‌ را‌ مي‌آزارد و به عنوان يک مسئله حاد اجتماعي خشونت مدرن با مصاديق جديدي‌ مطرح‌ گـرديده‌ اسـت‌. حـدود نيمي از جمعيت کره زمين را زنان تشکيل مي‌دهند که در طول‌ تاريخ‌ مـورد بـي‌مـهري قرار گرفته‌اند. خشونت عليه زنان از قديم تا‌ به‌ حال‌ نه تنها کمتر نـشده اسـت، بـلکه با بررسي‌هاي به عمل آمده آمار‌هايي به‌ دست‌ رسيده‌ که حاکي از نـقض حـقوق بشر در مورد زنان است‌. خشونت ممکن‌ است‌ جنبه رواني، جسمي و مالي و جنسي داشـته بـاشد کـه در اسلام به عوامل فرهنگي زمينه ساز خشونت‌ عليه‌ زنان بيشتر توجه شده و با آن بـه مـقابله برخاسته است.‌ (یزدانی، 1395: 178)

خشـونت علیه زنان، پدیده‌ای اسـت کـه در آن زن بـه خاطر‌ جنــسیت‌ خود‌ و صرفاً بـه عـلت زن بـودن مورد اعمال‌ زور‌ و تضییع‌ حق‌ از‌ سوی‌ جنس مخالف (مرد) قرار می‌گیرد. چنان‌چــه خشونت در چـارچوب خـانواده و بین زن و شوهر باشد، از آن به خشونت خانگی تـعبیر مـی‌شود و بـه هر نوع عمل و یا احتمال‌ رفتاری که بـه آسـیب جـسمی، جنسی، روانی یا محـرومیت و عذاب منجر شود، خشونت علیه زنان گفته می‌شود. این تعریف، تهدید به چنین اعـمال و رفـتاری، مـحرومیت از آزادی به اجبار یا‌ به‌ اختیار، اعم از این‌که در زندگی شخصی (خـصوصی) یا جمعی رخ دهد، را نیز دربرمی‌گیرد. (وردی نیا و دیگران، 1389: 108)

 با توجه به اهمیت خشونت علیه زنان‌، از همان آغاز تأسیس سازمان ملل متحد در 24 اکتبر سال 1945 ارتقای حقوق زنان و ایجاد فضای برابر‌ برای‌ آنان از اهم تلاش‌های سازمان ملل قرار گرفت. بدین ترتیب سازمان ملل پرچمدار جنبش ترویج و حمایت از حـقوق بـشر زنان، حذف خشونت علیه زنان و محو کامل همه نوع تبعیض علیه‌ آنان‌ شناخته شد و این مهم از طریق تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر 1947 و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966 و مـیثاق بین‌المللی حقوق‌ اقتصادی‌، اجتماعی و فرهنگی 1966 آغاز شد تا زنان در همه جنبه‌های مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به حقوق برابر و انسانی دست یابند. (موثقی، 1392: 136)

اما نکته مهم در این مقاله، رشد فزاینده خشونت علیه زنان در کشورهای پیشرفته و غربی می‌باشد. بسیاری از کشورهای اروپایی در پشت پرده شعارهای رنگارنگ دفاع از زنان و گسترش تئوری‌های فمینیستی، با ایجاد و افزایش ظلم علیه زنان در قالب بردگی جنسی، تجاوز و بهره‌کشی اجباری زمینه تضییع حقوق این بخش مهم از اجتماع بشری را به وجود آورده‌اند. با توجه به این مسائل نویسنده در این مقاله سعی کرده تا ضمن بررسی خشونت علیه زنان، به این سوال پاسخ دهد که خشونت علیه زنان در اروپا در چه میزان و گستره‌ای است و چه تأثیری این خشونت بر ابعاد مختلف زندگی بشری دارد.

1. مفهوم شناسی 

1-1 خشونت

خشونت از نظر‌ لغوی‌ به معنای غضب، درشتی و تندی کردن، ضد لینت و نرمی تـعریف شـده است.

هر چند خشونت در بدو امر، بدیهی و بی‌نیاز از تعریف به نظر می‌رسد، اما در مقام تعریف‌، اختلاف‌ نظر بسیاری مشاهده می‌شود. برخی خشونت را عملی خلاف نرم و طبع می‌دانند. بعضی دیگر خـشونت را رفـتاری فردی و جمعی می‌شمارند که تحت شرایط خاص بروز می‌کند و از نظر برخی‌ دیگر‌، خشونت هر نوع رفتار خشنی است که از روی قصد و به منظور آسیب بر فرد دیگر انجام می‌شود. در تـعریف دیـگری بیان شده است هرگونه تهاجم فیزیکی علیه هستی‌ انسان‌ که‌ با انگیزه آسیب، رنج و یا‌ لطمه‌ باشد‌.‌ برخی نیز معتقدند خشونت طیفی از رفتارهای بسیار تند و آسیب‌زا تا عکس‌العـمل‌های مـنفی چـون بی‌تفاوتی و کم‌توجهی‌ را‌ دربـردارد‌‌. (محبی، 1380: 7-6)

1-2 قاچاق زنان‌

قاچاق‌ زنان‌ عنواني است که بر پايه جنسيت به‌ کار‌ مي‌رود‌ وگرنه‌ پيونـد‌ آن‌ با قاچاق انسان، عموم و خصوص و مطلق است و قاچاق زن در زير قاچاق انسان قرار گرفته و بـرجسته تـرين مـصداق آن به شمار مي‌رود، ولي سوداگري انسان، به خريد‌ و فروش و مبادله کردن مي‌پردازد که يا بزه‌ديده بـر انـجام کار، خشنودي (رضايت) ندارد يا اينکه از چيستي يا عاقبت کار آگاه نيست؛ از اين رو تجارت انسان را بـيشتر بـر‌ مـحوريت‌ زنان و کودکان بررسي مي‌کـنند. بر پايه تـعريفي که ماده 3 پروتـکل پيـوست به کنوانسيون بين‌المللي پيکار بـا بـزه‌هاي سازمان‌يافته فراملي با نام «پيوندنامه پروتکل پيشگيري، سرکوب و کيفر سوداگري اشخاص بـه‌ ويژه‌ زنـان و کودکان «‌پيشنهاد داده، سوداگري يا آمد و شد کردن اشخاص عبارت است از: به کارگيري، ترابري، انتقال، تحويل دادن و تـحويل گـرفتن اشـخاص از‌ رهگذر‌ تهديد، به کارگيري زور يا‌ ديگر‌ حالت‌هاي اجبار، ربايش، تقلب، فريب، بهره‌گيري نـاروا از اخـتيارات، حالت آسيب‌پذيري بزه‌ديده، پرداخت يا دريافت پول يا بهره تا رضايت شخص (بزه ديده) براي‌ تحت‌ کنترل قرار گرفتن، از‌ سـوي‌ ديگـري به قصد بهره‌کشي از وي به دست آيد. (عالی پور، 1388: 151-150)

2. انواع خشونت علیه زنان

2-1 خشونت‌ خانگي 

 خانواده، نهادي است که شدت، عمق و گستردگي روابط و تعاملات در آنجا از هر‌ جايي‌ ديگري‌ بيشتر است. پس نهاد خانواده زماني مي‌تواند مـکان پر از امـن و عطوفت‌ باشد‌ که‌ دچار آشفتگي و نابساماني نباشد. خشونت از عواملي است که سلامت و امنيت خانواده را تهديد‌ مي‌کند‌. خشونت‌ خانوادگي يا خشونت عليه زنان در خانواده، شايع‌ترين شکل خشونت عليه زنان است. در حقيقت خشونت خانوادگي (FamilyViolence) به نوعي‌ پرخاشگري‌ اشاره‌ دارد که عضوي از خانواده به عضو ديگر اعمال کند. اگرچه‌ گاهي‌ ادعا مي‌شود که زنان به اندازه مردان با هـمسر يا کـودک‌هاي خود خشن‌ هستند‌، اما‌ واضح است که خشونت زنان محدودتر است و به احتمال بسيار اندک موجب آسيب جسماني بادوام‌ مي‌گردند‌. اگرچه آثار فيزيکي خشونت خانگي معمولاً قابل مـشاهده اسـت‌، امـا‌ در‌ مقابل، گاهي خشونت خانگي داراي آثـار مـخربي اسـت که به چشم نمي‌آيد، اما تحمل‌شان بسيار‌ دشوار‌ است‌. مانند دروغ گفتن، به خواسته‌هاي زن بي‌توجه بودن، انتقادکردن به طور مداوم‌، جدا‌ کـردن زن از کـودکانش و فـاميل، پرخاش کردن، وادار کردن زن به ترک خانه، تهمت زدن و... كه‌ از‌ آن‌ها به عنوان خشونت پنهان ياد مي‌شود. به اين ترتيب‌ خشونت‌ خانگي در اشکال مختلف نظير فيزيکي، روحي‌، اقتصادي‌، فرهنگي‌ و جنسي بـروز مـي‌کند. بسياري‌ معتقدند خشونت خانگي عليه زنان هنوز به عـنوان ابزاري براي تداوم و تقويت فرمان‌برداري‌ زنان‌ از مردان، استفاده مي‌شود. اين‌ نوع‌ رفتار قابليت‌ انتقال‌ از‌ نسلي به نسل ديگـر را دارد‌؛ زيرا‌ پسـراني کـه شاهد خشونت عليه مادرانشان هستند، در دوران بزرگسالي براي حل‌ اختلاف‌هاي‌ خود پيش از سـاير پسـران به‌ خشونت روي مي‌آورند و در‌ مقابل‌ دختران شاهد خشونت عليه مادرانشان‌ نيز‌ نسبت به ساير دختران با احـتمال بـيشتري قـرباني خشونت شوهران خود مي‌شوند. (رهکشا، 1395: 128-127)

2-2 خشونت‌های عمومی 

در‌ دسامبر‌ سال‌ 1993‌، مـجمع‌ عـمومی سازمان ملل‌ برای‌ تعریف خـشونت‌های مـبتنی بر مالکیت نسبت به جنس مؤنث، به توافق رسید و با عنوان «بیانیه طـرد‌ خـشونت‌ علیه‌ زنان» به تعریف خـشونت پرداخـت. در ادامه اعلامیه، به احصای اعمال و اشکالی از خشونت می‌پردازد که منجر به خشونت علیه زنـان مـی‌شود که در ذیل خشونت‌های عمومی و خارج از خانه نام برده شده است:

1ـ خشونت‌های غـیرزناشویی؛

2ـ خـشونت‌های مـربوط بـه بـهره‌کشی؛

3ـ آزار جـنسی، منزوی ساختن در محل کار و مراکز و سازمان‌های دولتی یا غیر‌ دولتی‌ و هر جای دیگر؛

4ـ قوادی؛

5ـ روسپیگری‌؛

6ـ خشونت‌های‌ ناشی از اعمال حاکمیت دولت؛

طبق نظر بعضی از متخصصان و مدافعان حقوق زنان، ایـن حمایت‌ها شکل کلی و فراگیر دارد و تنها شامل اعمال افراد و حکومت‌ها‌ نمی‌شود،‌ بلکه عدم قانون و فقدان‌ سیاست‌ها‌ و نابرابری‌های اجتماعی را که می‌تواند خشونت محسوب شود نیز شامل می‌گردد.

در تحقیقی که برای بانک جـهانی بـا کمک جک لین پیتانی و آدریال ژرمن و لری هیز ویک‌نیم از انستیتوی باسینیک‌ در‌ مورد «سلامتی زنان واشنگتن» صورت گرفت، اعلام گشت که تعریف بیان شده توسط مجمع عمومی اجازه نمی‌دهد که فـراتر از آن تـعریف و موارد احصا شده، موارد دیگر را خشونت بدانیم‌، در‌ حالی که‌ خشونت‌های نسبت به زنان، فراتر از موارد مذکور در بیانیه است. طبق نظر خانم هیز، تـعریف خـشونت‌ باید حول 2 محور اساسی «اجـبار» و «زور» بـیان گردد؛ مسئله‌ای که مبیّن‌ یک‌ رفتار‌ خشونت‌آمیز از یک رفتار ساده تحمیلی است. (گزارشی از چهارمین کنفرانس جهانی زنان، 1385)

 

3. چارچوب نظری

سنت‌گرایان در طـیف رادیـکالشان مـعتقدند که زنان، خود باعث و بانی خشونت هستند؛ زیرا در‌ مورد‌ خشونت‌ جنسی، زنان خود متجاوز را وسوسه نموده و سـبب‌‌ ‌چـنین خشونتی می‌شوند. در‌ غرب‌ این‌ طرز تفکر به این صورت تجلی می‌کند که مـرد اجـازه دارد کـه همسرش را‌ بزند‌ مشروط‌ بر اینکه چوب از انگشت شست او ضخیم‌تر نباشد. این‌ شکل‌ از ضرب و جـرح در اواخر قرن نوزدهم در انگلستان غیر قانونی اعلام شد‌. در‌ بسیاری‌ از کشورهای جهان، در حال حـاضر این نوع تفکر در مـورد تـهاجم و تهدید علیه زنان‌ منسوخ‌ شده، ولی عملاً تناقض دارد و دستگاه‌های قضایی و حقوقی هم لوایحی بر رد آن‌ ندارد‌.

دیدگاه‌های‌ دیگر، خشونت علیه زنان را مشکلی اجتماعی به حساب می‌آورد. این رویکرد بر این باور‌ اسـت‌ که مردانی که نسبت به زنان خشونت می‌ورزند بیمار و نیازمند درمان‌اند. مردانی‌ که‌ زنان‌ خود را کتک می‌زنند احتمالاً در دوران کودکی کتک خورده‌اند. 

دیدگاه فمینیستی، خشونت‌ علیه‌ زنان‌ را در متن وسیع‌تری بررسی مـی‌کند که آن جـایگاه فرودست زنان نسبت به‌ مردان‌ است. در دهه‌ی هفتاد میلادی فمینیست‌ها کوشیدند تجاوز جنسی و کتک زدن همسر را تهدید جدی مردان‌ علیه‌ حیات زنان معرفی کنند، اما این رویکرد به تازگی مورد اعـتراض واقـع‌ شده‌ و فمینیست‌ها گفته‌اند هر چه که موجب وحشت‌ و ارعاب‌ زنان‌ شود باید در بستر کنترلی که مردان‌ بر‌ رفتار زنان دارند، مورد بررسی قرار می‌گیرد‌. فمینیست‌ها به جـای‌ ایـنکه‌ در پی توجیهی برای خشونت‌ مردانه‌ باشند، بیش‌ از‌ پیش‌ به پژوهش‌هایی علاقه نشان می‌دهند که‌ به‌ دنبال کشف احساس زنان نسبت به خشونت و قدرت مردانه و قید و بندهایی است‌ که‌ به خـاطر وحـشت از تـجاوز و تهاجم‌ مردان در رفتار زنان‌ بـه‌ وجـود مـی‌آید. در میان تمامی‌ نظریه‌هایی‌ که سعی کرده‌اند پدیده‌ی همسر‌آزاری را توضیح دهند، نظریه‌ی فمینیسم (برابری زن‌ و مرد‌) توجه بیشتری را به خود‌ جلب‌ کـرده‌ اسـت، ایـن دیدگاه‌:

1. بر‌ تجربه‌ی جنسیت تأکید می‌کند‌.

2. تشخیص‌ مـی‌دهد کـه زن در جامعه به عنوان جنس دوم مطرح است.

3. متعهد می‌شود که‌ به‌ این اختلاف پایان دهد. (حمیدیان، کلانتری، 1387: 55)

4. رویکرد روانشناسی‌ اجتماعی‌

4-1 نـظــریه یـادگیــری اجتمــاعـــی (Social learning view)

در دهه 1990 «باندورا‌» بیان می‌کند خشونت نوعی صورت‌ آموخته‌ شده از رفتار اجتماعی است. فراگیری خشونت معمولاً تحت شرایط مـستقیم (تـنبیه یـا‌ تشویق‌) و مشاهدات فردی انجام می‌پذیرد و می‌تواند‌ نتیجه‌ تجارب‌ شخصی یـا فردی‌ یا‌ برگرفته از نتایج مترتب‌ بر‌ رفتار دیگران باشد. برای تبدیل رفتار مشاهده شده به رفتار از سوی فـرد، لازم‌ اسـت‌ آن رفتار در ذهن فرد ثبت‌ شود‌ و سپس به‌ رفتار‌ عملی‌ تبدیل گـردد. ایـن فرآیند‌ با توجه به میزان مهارت افراد، متفاوت است. ابعاد تنبیهی و تشویقی رفتار و وجود انگیزه لازم‌ فـاعل‌ بـرای انجام فعل از دیگر مواردی‌ است‌ که‌ در‌ تبدیل‌ ذهنیت به رفتار‌ مؤثر‌ اسـت. چـنانچه بـخواهیم ماهیت خشونت را از طریق این نظریه درک کنیم، باید سه موضوع بنیادی‌ را‌ توجه‌ نمائیم:

الف. شیوه کـسب رفـتارهای خـشونت‌آمیز‌ توسط‌ فرد‌؛

ب. پاداش‌ها‌ و تنبیهات‌ مؤثر‌ در رفتارهای خشونت‌آمیز؛

ج. عوامل اجتماعی و محیطی مؤثر بـر رویـداد خشونت در یک محیط خاص.(محبی، 1380: 13)

 

بـدین ترتیب با بررسی نظریه‌های گوناگون و پژوهش‌های پیشین می‌توان اینگونه نتیجه‌گیری کرد کـه‌:

1.  فـرد در خانواده جهت‌یاب (مبدأ) خود با مشاهده رفتار خشونت‌آمیز والدین، خشن بودن را از آنان می‌آموزد و همین تـجربه بـدرفتاری از ناحیه پدر و مادر در کودکی منجر به یادگیری‌ رفتار‌ سلطه‌آمیز توسط مرد و آمـوختن تـحمل توسط زن در آینده می‌شود‌.

2. فرد در فرایند جامعه‌پذیـری در خـانواده پدری خـود بر اساس گرایش‌ها و هویت جنسیتی و به دنـبال آن تـصویری‌ که‌ از زنان و مردان در آن محیط ترسیم می‌شود روحیه استبدادی و یا دموکراتیک را در خود درونی مـی‌کند‌.

3. هـر یک از همسران که در‌ خانواده‌ بـه مـنابع و سرمایه‌ها‌ی بـیشتری دسـترسی‌ داشـته‌ باشد، می‌تواند سهم بیشتری در تصمیم‌گیری داشـته بـاشد. بنابراین افزایش منابع قدرت برای زنان خود عامل مهمی برای مقابله بـا خـشونت مردان علیه آنان‌ می‌باشد‌‌.

4. وجود یـا فقدان نوع‌ خاصی‌ از روابـط مـی‌تواند در بروز رفتار خشونت‌آمیز در خـانواده سـهم به سزایی داشته باشد. از جمله این روابط‌، تعاملات ابزاری‌، اظهاری و گفتمانی است کـه در نـظریه‌های مذکور به هرکدام‌ از‌ آن‌ها اشـاره‌ای شـد‌. (اعظم آزاده‌، دهقان فرد، 1385: 164-163)

5. حقوق زنان از منظر قوانین بین‌المللی

 از سده بيستم جامعه بـين‌المللي بـا احترام به اصل حاکميت ملي، مجموعه گسترده‌اي‌ از قوانين بين‌المللي حقوق‌ بشر‌ تـوسعه يافـت که تا حدود زيادي اجازه اظهار‌نظر و تأثيرگذاري در مـورد وضـعيت حـقوق بشر در ديگر دولت‌ها محقق گشت. بـراي نمونه جامعه بين‌‌المللي تلاش‌هاي گسترده‌اي را‌ براي جلوگيري از خشونت عليه زنان و شامل ساختن حـقوق زنـان در عرصه حقوق بشر انجام داده اسـت. از سـال 1980 به تـدريج پيشـگيري از ارتـکاب خشونت خانگي به عنوان يکي از‌ مـوضوعات‌ مـهم در عرصه بين‌المللي مطرح شده و يکي از موضوعات مهم در برنامه‌ها و سياست‌هاي مقابله با ارتـکاب خـشونت خانگي و جنسي، جرم‌انگاري اين اقدامات و مسئوليت‌پذيري و پاسـخ‌گوبودن مردان مرتکب خشونت عـليه زنـان و دختران‌ است‌‌. به گونه‌اي کـه شـوراي عمومي سازمان ملل متحد از سال1981، 25 نوامبر هر سال (چهارم آذر) را به عنوان «روز جهاني رفـع خـشونت عليه زنان» نام‌گذاري كرده است‌. بـه‌ اين تـرتيب دولت‌ها در عرصه بين‌المللي بـا تـصويب قرارداد و معاهدات حقوق بـشري مـتعهد گشتند، براي تحقق حقوق بشر و مقابله با تجاوز به حقوق و آزادي‌هاي اساسي زنان تـلاش نـمايند. قطعنامه‌ مجمع‌ عمومي‌ در سال 1985 در مورد‌ خـشونت‌ خـانگي‌‌، قطعنامه‌ي شـوراي اقـتصادي و اجـتماعي، به شماره 1991/18 در خصوص تـمامي اشکال خشونت عليه زنان اعلاميه محو خشونت عليه زنان مصوب‌ 1991‌‌، تصويب‌ اعلاميه مجمع عمومي در سـال 1993 در مـورد‌ منع‌ خشونت عليه زنان استخدام گـزارشگر ويژه مـلل مـتحد بـراي گـزارش‌دهي و نظارت از موارد خـشونت عـليه زنان سال 1994‌، سند‌ زمينه‌هاي‌ عملي‌ مصوب سال 1995 در چهارمين کنفرانس ‌(Platform for Action) سازمان‌ ملل در مورد زنان و اجلاس سال 2013 کـميسيون مـقام زن بـا محوريت خشونت خانگي، از جمله دستاوردهاي دولت‌ها‌ در‌ قـالب‌ اسـناد بـين‌المللي بـراي مـقابله بـا خشونت عليه زنان به شمار مي‌آيد‌. با‌ وجود اين اقدامات، خشونت عليه زنان به خصوص خشونت خانگي به عنوان يکي از چالش‌هاي اساسي‌ در‌ راستاي‌ تطبيق کامل حقوق بشر قـرار دارد. (رهکشا، 1395: 135-134)

از سویی در کنوانسیون رفع تمام اشکال تبعیض علیه زنان مرکز حقوق بشر سازمان ملل متحد مسئله‌ی خشونت بر اساس جنسیت به طور‌ ویژه‌ای‌ در کنوانسیون‌ مورد‌ توجه‌ قرار نگرفته است. گرچه‌ این موضوع آشـکارا بـخش بنیادین شرایط اصلی است. در توصیه‌ی عمومی شماره‌ی 19 مصوب یازدهمین‌ اجلاس‌ در 1992 کمیته‌ی رفع تبعیض علیه‌ زنان‌ گام‌ رسمی‌ مهمی‌ برداشته شد و ممنوعیت‌ عمومی‌ تـبعیض بـر اساس جنسیت را افزایش داده و متضمن خشونت بـر اساس جـنسیت دانسته و در تعریف اعلام می‌دارد (پاراگراف‌ 6):

«خشونتی‌ که‌ به دلیل زن بودن متوجه وی می‌شود‌ یا‌ به‌ دلیل‌ تأثیرگذاری‌ نامتناسب‌ اعمال می‌شود.آن شامل اعمالی است که بـاعث صـدمه یا ناراحتی جسمی، روحـی یـا جنسی می‌شود، تهدید به انجام این‌گونه اعمال، اعمال زور و دیگر محدودیت‌ها برای آزادی‌...»

کمیته تصریح می‌کند که خشونت علیه یک زن مساوی نقض حقوق انسانی شناخته‌ شده بین‌المللی است، بدون تـوجه بـه این‌که آیا مرتکب مقام رسمی دولتی یا شخص خصوصی است‌.

مسئولیت‌ حکومت‌های عضو مطابق کنوانسیون تا هنگام رفع تبعیض بر اساس جنسیت به وسیله‌ی هر شخص، سازمان یا موسسه ادامه دارد در نتیجه مسئولیت حـکومت نـه تنها مـحدود نیست به وقتی که مقام‌ رسمی‌ حکومتی در موضوعی مربوط به خشونت بر اساس جنسیت درگیر می‌شود، بلکه حـتی هنگامی که تلاش‌های لازمش برای جلوگیری از نقض حقوق تعهدشده برای‌ اشـخاص‌ خـصوصی یـا تلاش‌هایش برای‌ رسیدگی‌ و مجازات چنین اعمال خشونت‌آمیزی و جبران خسارت به شکست می‌انجامد، نیز وجود دارد.

در همان تـوصیه‌ی ‌ ‌عـمومی(پاراگراف 24) کمیته از حکومت‌های عضو می‌خواهد که‌ تمام‌ اقدامات لازم را برای‌ جلوگیری‌ از خشونت بر اساس جـنسیت انـجام دهـند. چنین اقدام‌هایی نه تنها می‌تواند شامل ضمانت‌اجراهای قانونی، جبران خسارت‌های مدنی و راه‌هایی برای تـحویل خسارات باشد، بلکه می‌تواند شامل اقدام‌های پیشگیرانه از جمله‌ برنامه‌های‌ اطلاع‌رسانی عمومی و آموزشی، هـمچنین اقدام‌های حفاظتی مثل خـدمات حـمایتی برای قربانیان خشونت باشد. فعالیت کمیته در این زمینه به وسیله‌ی سایر برنامه‌های توسعه بین‌المللی تقویت می‌شود. در 1993 مجمع عمومی‌ اعلامیه‌ رفع تبعیض‌ علیه زنان را (قطعنامه 104/48) تصویب کرد. اعلامیه گام‌هایی را که می‌یابد حـکومت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی‌ برای تضمین رفع همه اشکال خشونت علیه زنان بردارند، تشریح می‌کند ‌(چه‌ مواردی‌ که در زندگی خصوصی روی می‌دهد و چه مواردی که در زندگی عمومی روی می‌دهد). (اسدپور، 1384: 264)

6. خشونت علیه زنان در اروپا

اعمال خشونت علیه انسان‌ها در تمام ادوار تاریخ با شدت و ضعف وجود داشته است، اما زنان و دختران در مقابل خشونت آسیب‌پذیرتر می‌باشند؛ زیرا آنان دارای روحی لطیف و از نظر جسمانی نسبت به مردان ضعیف هستند. اثرات مخرب این آسیب‌ها بر زنان، از نظر روحی و روانی در خانواده و جامعه کاملاً محسوس می‌باشد.‌ متأسفانه از قرن 19 به بعد که جو حاکم بر کشورها به سمت سکولاریستی و اومانیستی پیش رفت، آرام آرام خشونت علیه زنان بیشتر شد تا جایی که در کشورهای غربی به فکر مقابله با خشونت علیه زنان افتادند و مراکز متعددی برای حمایت از زنان آسیب دیده در غرب تشکیل دادند‌، اما طبق آمار، معلوم می‌گردد که این مراکز از کارآیی لازم برخوردار نیستند‌؛ زیرا خشونت‌ها از نظر کمیت و کیفیت رو به فزونی است. (اخوان‌، 1394: 36) 

در ذیل به ابعاد و آمارهایی از خشونت علیه زنان در کشورهای غربی اشاره می‌شود:

6-1 قاچاق زنان

6-1-1 اروپا

از ابتدای دهه‌ 1990، به ‌ویژه از‌ فروپاشی‌ شـوروی‌ و بـلوک شرق، موضوع قاچاق انسان در سطح جهان ابـعادی گـسترده یـافته به‌طوری‌که امروزه تمام کشورهای‌ اروپایی در امر واردات زن بـه صـورت کالا و کارگر جنسی (Sextunal labor) فعالیت‌ دارند. چنانچه در آلمان‌ ده‌ هزار زن اهل کشورهای چک، لهـستان و بـلغارستان، برخلاف میل خود در میخانه‌ها و کـلوب‌ها کـار می‌کنند و بـر اساس بـرآوردهای کـمیسیون اروپا، سالانه 500 هزار زن و کودک به اروپای غربی قـاچاق مـی‌شوند.

میزان قاچاق مهاجران زن و کودک از اروپای شرقی و مرکزی، پس از باز شدن مرزهای جنگ ‌سرد بسیار بـالا رفـته است و در واقع مشکل اصلی قاچاق‌ زنـان‌ در این منطقه از اوایل دهـه‌ 90 آغـاز شد که بعد از فروپاشی حـکومت‌های کـمونیستی در آن منطقه و افزایش بحران‌های اقتصادی و سیاسی، برای رسیدن به وضعیت بهتر جلای وطن کـردند‌، اما در دو کشور اروپایی یعنی بـوسنی و ایـتالیا، ایـن معضل شکلی جـدی‌تر بـه‌خود گرفته است:

الف. بوسنی

امـروزه بـوسنی به صورت یک مقصد نهایی مهم برای زنان‌ قاچاق‌ شده از شرق اروپا درآمده و بخشی عـمده از ایـن زنان برای روسپیگری، به کشورهای شـرق اروپا بـه ‌ویژه بلغارستان، قـزاقستان، مـولداوی، رومـانی و اوکراین تعلق دارند. به ‌نظر سازمان‌ ملل‌ نبود‌ کنترل کافی در طول مرز‌ بوسنی‌ با‌ کرواسی و یوگسلاوی از علل بروز ایـن مـشکل است. به‌ طور متوسط ماهانه یک تـا سـه هـزار نـفر وارد بـوسنی می‌شوند که اکـثر‌ ایـن‌ افراد‌ از کشورهای ترکیه، ایران، هند و تونس هستند.

ب. ایتالیا

بر اساس گزارشی که به پارلمان ایتالیا داده شـد، سـالانه 10 هـزار مهاجر غیرقانونی از 50 کشور به‌ ایتالیا‌ قاچاق‌ مـی‌شوند و ایـن کـار بـه یـکی از پول سـازترین کارهای غیرقانونی‌ مافیای ایتالیا تبدیل شده است. در بسیاری موارد قاچاق انسان و برداشتن اندام‌های بدن، تحت عوامل «فرزندخواندگی» در ایتالیا‌ انجام‌ می‌شود‌. گزارش‌ها حاکی از آن است که سالانه 20 تا 30 هـزار‌ زن‌ به‌طور غیرقانونی وارد ایتالیا می‌شوند. این زنان از کشورهایی نظیر اوکراین، البانی و مولداوی به ایتالیا وارد‌ می‌شوند‌. این‌ زنان از مولداوی به قیمت 150 دلار خریداری می‌شوند و به محض ورود‌ به‌ ایتالیا‌ به قیمت 5000 دلار به دلالان فـروخته مـی‌شوند. این بردگان باید بتوانند به ماهانه‌ تا‌ 25‌ هزار دلار برای صاحبان خود درآمد ایجاد کنند. (اسفندیاری، موثقی، 1387: 294-293)

6-2 تجاوز

انگلیس یکی از کشورهای پیشرفته غربی است، با این حال خشونت‌های جنسی و تجاوز در آن هر ساله رو به رشد است. وزارت دادگستری انگلیس و دفتر آمار ملی و اداره داخلی این کشور، نخستین بولتن آماری مشترك و رسمی‌ درباره خشونت‌های جنسی را با نام «نگاهی به خشونت جنسی در انگلستان و ولز»‌ منتشر کردند. بر اساس این گزارش، حدود 85 هزار زن سالانه به طور متوسط مورد تجاوز قرار می‌گیرند. بیش از 400 هزار زن نیز سالانه با خشونت‌های جنسی مواجه می‌شوند. یک نفر از هر 5 زن 16 تا 59 ساله چند نوع از خشونت‌های جنسی را تجربه کرده است. 

در فرانسه، تعداد قابل توجهی از زنان از سوی همسرانشان قربانی خشونت منجر به مرگ می‌شود.‌ در این کشور، 95 درصد قربانیان خشونت را زنان تشکیل می‌دهند و 51 درصد آن‌ها قربانی خشونت توسط همسرانشان هستند. علاوه بر این‌، زنان در مشاغل کم اهمیت مانند خدمتکاری و کار در رستوران و هتل به کار گرفته می‌شوند. آمار فحشاء در فرانسه در حال گسترش است‌. زنان و دختران جوان اروپای شرقی اغلب به اجبار و توسط شبکه‌های سازمان یافته وارد فرانسه می‌شوند. (اخوان، 1394: 37-36)

در خصوص آمریکا نیز‌، نيشن‌مستر در يكي از صفحات خود، نمودارهايی را در خصوص تعداد قربانیان تجاوز به عنف در كشورهاي جهان تنظيم كرده که ايالات متحده آمريكا در اين رده‌بندي در جايگاه سیزدهمین واقع شده است.

جالب اینکه تمام کشورهای غربی مدعی رعایت حقوق بشر، از جمله انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا  و سوئد، در 10 رتبه اول قرار دارند و تنها ایتالیا با رتبه یازدهم، نتوانسته در میان 10 کشور برتر قرار بگیرد!

در این نمودار که 20 کشور اول در این زمینه نشان داده شده، هیچ کشور اسلامی به چشم نمی‌خورد.

يكي ديگر از گزارش‌هاي نيشن‌مستر نیز به آمار طلاق بازمي‌گردد كه بنابر نمودارها، آمريكا با 95/4 طلاق در هر هزار نفر، رتبه اول را از آن خود كرده و نزديك‌ترين كشور اسلامي به آمريكا، قطر است كه آمار طلاق در آن يك‌پنجم آمريكاست.

 

به گزارش ‌"مركز ملي قربانيان جنايت"‌ در آمريكا، سه درصد از مردان آمريكايي در طول عمر دست‌كم يك‌بار مورد تجاوز واقع مي‌شوند كه بنابر جمعيت كنوني آمريكا، بالغ بر 8/2 ميليون نفر دچار این موضوع شده‌اند. 71 درصد از قربانيان در حالي مورد تجاوز قرار مي‌گيرند كه سن آنها به 18 سال نرسيده است.

بنابر گزارش فوق، مردان در كل حدود 10 درصد از قربانيان تجاوز را در آمريكا تشكيل مي‌دهند و در واقع بقیه این آمار، مربوط به زنان است اما ميزان گزارش تجاوز به پليس در بين مردان به مراتب كمتر از زنان است.

همچنين شايان ذكر است كه 22 درصد از مردان زنداني در آمريكا طعمه تجاوزكاران مي‌شوند كه اين رقم بالغ بر 422 هزار نفر در سال است.

6-3 بردگی جنسی

بردگي جنسي از پديده‌هاي شدیداً ناهنجاری است كه از گذشته وجود داشته و امروزه نيز شكل مدرن به خود گرفته است. در اين پديده، زن يا مرد به بردگي گرفته شده، توسط افراد متعدد و بالاخص ارباب خود مورد آزار جنسي قرار مي‌گيرد كه عموماً در این وقایع، صدمات زیادی را متحمل می‌شوند. كتك زدن، آويزان كردن از اعضاي بدن، شلاق زدن، تجاوز دست‌جمعي و ... از مواردي است كه اربابان که عموماً افراد دارای بیماری‌های روانی- جنسی هستند بر سر قربانیان خود می‌آورند؛ چرا‌که روابط جنسی آزاد به قدری در برابر آن‌ها قرار گرفته که روابط عادی جنسی، این افراد را ارضاء نمی‌کند و برای دستیابی به هدف خود، از راه‌های سادیسم‌گونه وارد می‌شوند. ‌‌Barackobama.321))

7. اسلام و نفی خشونت علیه زنان

در اسلام و در طی آیات و احادیث مسئله خشونت علیه زنان نفی شده است. این مسئله در دو بخش خشونت خانگی و اجتماعی تفسیر شده است.

7-1 نفی خشونت خانگی 

در رابطه با ‌صبر و شکیبایی در برابر همسر ‌پیامبر بزرگ اسلام می‌فرماید:

•آگاه باشید هر‌کس بر خوی زن بد اخلاق خویش صبر و تحمل نماید و از خداوند انتظار پاداش شکیبایی و تحمل خویش را داشته باشد، خداوند به او پاداش شکر‌گزاران را می‌دهد.

•هرکس نسبت به همسرش حتی به شنیدن یک کلمه ناروا تحمل و شکیبایی ورزد، خداوند او را از آتش آزاد و رها می‌سازد و بهشت را بر او واجب می‌نماید و برای آن مرد دو صد هزار نیکی نوشته می‌شود و دوصد هزار بدی از او پاک و زدوده می‌گردد و مرتبه وی دوصد هزار درجه بالا می‌رود و خداوند در برابر هر مویی که بر بدن اوست عبادت یک سال را می‌نویسد. 

در رابطه به تنبیه بدنی نیز پیامبر چنین می‌فرماید:

•بد‌ترین مردان شما کسی است که تهمت زننده، خسیس و بد زبان باشد و همسرش را کتک بزند.

•من در شگفتم از کسی که زن خود را می‌زند در حالی که خودش به کتک خوردن سزاوار‌تر است. زنانتان را با چوب نز‌نید که قصاص دارد.

•هر مردی که به همسرش سیلی بزند خداوند فرشته مالک آتش جهنم را فرمان می‌دهد که در گرمای آتش جهنم هفتاد سیلی به او زده شود و هر مردی از شما که دستش را بر موهای زن مسلمانش قرار دهد و آن را بکشد، دستش با میخ‌هایی از آتش جهنم میخ کوب خواهد شد. (‌‌oroj.edu.af)

مراتب‌ کمتر از خشونت، یعنی‌ هرگونه‌ آزار رسانی‌ یا نوعی‌ اعمال‌ و رفتار یا گفتاری‌ که‌ مایه چندش‌ و ناخشنودی‌ دیگران‌ شود، نیز در اسلام، سرشتی‌ شیطانی‌ شمرده‌ شده‌ است.

پیامبر (ص) می‌فرماید: «من‌ اذی‌ مؤ‌مناً‌ فقد آذانی‌ و من‌ آذانی‌ فقد آذی‌ الله، و من‌ آذی‌ الله‌ فهو ملعونٌ‌ فی‌ التوراة‌ و الانجیل، والزبور و الفرقان‌؛ آنکه‌ به‌ مؤ‌منی‌ آزار رساند، مرا آزار کرده‌ است‌ و آنکه‌ مرا آزار دهد، خدای‌ مرا آزار داده‌ است‌ و آنکه‌ خدای‌ را آزار داده‌ در تورات‌ و انجیل‌ و زبور و قرآن، نفرین‌ شده‌ است».

امام‌ صادق(ع) می‌فرماید: «قال‌ الله‌ - عزوجل: لیأذن‌ بحرب‌ منی‌ من‌ اذی‌ عبدی‌ المؤ‌من؛‌‌ خداوند می‌فرماید: آنکه‌ انسان‌ مؤ‌منی‌ را آزار دهد، بداند که‌ با خدا به‌ نبرد برخاسته‌ است». (‌maarefquran/3235)

علاوه بر خشونت خانگی، خشونت در اجتماع نیز چه بسا نسبت به زنان اعمال می‌شود. این امر معمولاً در موقعیت‌های ویژه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی به دلیل آسیب‌پذیری بیشتر زنان اتفاق می‌افتد. اسلام در مقابله با این امر توصیه‌های فراوانی دارد از جمله:

7-2‌ حمایت از زنان در مناقشات مسلحانه

امام صادق(ع) فرمود: «پیامبر خدا(ص) هر‌گاه ‌جنگی پیش می آمد‌ فرمانده لشگر را فرامی‌خواند، او را در کنار و اصحاب را در مقابل خود می‌نشاند، سپس می‌فرمود: به سوی جنگ بروید با «بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملّة رسول الله(ص)»؛ خیانت و پیمان شکنی نکنید، افراط نکنید، مثله نکنید، درختی را قطع نکنید مگر آنکه مجبور شوید. پیرمرد از کارافتاده و کودکان و زنان را نکشید.»

حضرت علی (ع) پس از اتمام جنگ جمل، خطاب به لشگر خود فرمود: «آنانکه به جنگ پشت کرده‌اند و رو به گریز نهاده‌اند نکشید و به مجروحان حمله نکنید و لباس از کسی برمگیرید و به زنی حمله نکنید.»

7-3 حمایت از زنان آسیب دیده به واسطه مناقشات مسلحانه

صفیه که از اسرای جنگی مسلمین بود خطاب به پیامبر(ص) گفت: «خدا همسرانت را بیوه گرداند که زنانمان را بیوه ساختی و خدا پسرانت را یتیم گرداند که پسر ما را محروم از پدر ساختی. مسلمانان که تندی و پرخاش صفیه را دیدند به سوی او رفتند تا با او برخورد نمایند. آن حضرت فرمود مزاحم او نشوید و به او کاری نداشته باشید، مسلمانان نیز چنین کردند. همگان از حلم و بردباری رسول خدا(ص) متعجب شدند.»

در میان قریش شاعری بود با نام «ابوغره» که آنان را با اشعارش بر جنگیدن تشویق می‌نمود. در یکی از جنگ‌ها هفتاد نفر از قریش به اسارت در‌آمدند که او نیز یکی از آن‌ها بود. هنگامی که فدیه افراد را تعیین کردند «ابوغره» گفت: ای ابوالقاسم! همانطور که می‌دانی من مردی فقیر هستم پس بر دخترانم منتی بگذار و از من فدیه مگیر. پیامبر(ص) فرمود: تو را بدون فدیه آزاد می‌کنم به شرط آنکه دیگر باعث تحریک افراد برای جنگ نشوی. او گفت: نه، هرگز، به خدا قسم. پس با او عهد بست که دیگر برنگردد. (آیت اللهی، 1388)

8. پیامدهای خـشونت عـلیه زنـان

8-1 تأثیرات منفی‌ خشونت‌ بر زنان

 هرچند وضعيت روحي زنان قرباني خشونت به تبع ويژگي‌هاي شخصي‌ آن‌ها‌ گوناگوني نشان مي‌دهد؛ با اين حال برخي‌ نشانه‌هاي‌ روحي‌، رواني مشترك بين آن‌ها ديده مـي‌شود. بنا‌ بـه‌ پژوهشي كه ایلک کاراجان در تركيه (1996) انجام داده، در زنان خشونت ديده‌اي‌ كه‌ به كنج خانه خزيده‌اند، حالت‌هاي‌ زير‌ قابل مشاهده‌ اسـت‌: هراس‌ بيش از حد، كم‌حرفي، رميدگي، انزوا‌ و كناره‌گيري‌، سندرم لرزش تمام بدن بـه هـنگام تـرس از شوهر، بي‌خوابي، احساس بي‌حالي‌، ناتواني‌ و فرسودگي، عكس‌العمل افراطي نسبت به صداها‌، سرگيجه، فراموشي، تپش قلب‌، احساس‌ خـستگي ‌‌افـراطي، افسردگي، سرزنش خود‌، ترس‌ از كنار زدن پرده‌هاي اتاق، ترس از تنها بيرون رفتن هنگام شـب، نـاتواني‌ از‌ بـرنامه‌ريزي براي آينده، احساس عدم‌ امنيت‌، تحمل‌ دشواري در اداي‌ درست‌ جملات، احساس تنهايي و بيچارگي‌، عدم‌ توانايي در ارتـباط چشمي در هنگام سخن گفتن رو در رو، حالت حمله گريه‌هاي‌ پي‌درپي‌ به ويژه هنگام سخن گفتن، پژمردگي‌، بـيزاري‌، بدبيني، خشم‌ و نااميدي‌ از‌ حـيات. (معینیان،1391: 140)

احساس عدم کـفایت در مـدیریت‌ خـانواده‌، از‌ کـار افـتادگی جسمی و روحی، عـدم کـارایی زن در محیط کاری، خدشه‌دار شدن شرافت و عزت نفس، کاهش منزلت خانوادگی و اجتماعی زن‌، پناه‌ آوردن‌ زن به داروهـای روان گـردان، الکـل، مواد مخدر‌، قمار‌ و فالگیری، خودکشی، احساس درمـاندگی، افـسردگی مـزمن، کـاهش انـرژی احـساسی و عاطفی، احساس حقارت و ناکامی و برآورده نشدن انتظارات شوهر، کاهش رضایت‌ از‌ زندگی‌، ‌نابسامانی شخصیتی، اضطراب شدید، فلج شدن در تصمیم‌گیری‌ها‌، سلب توانمندی، ابتلاء به بیماری‌های روان و جسمی، بدبینی نـسبت به جنس مذکر، تأثیر منفی بر تصویر ذهنی‌ از‌ خود‌ و ... از جمله تأثیرات منفی رفتارهای خشونت‌آمیز مردان علیه زنان در‌ خانواده‌ می‌باشد. (محبی،1380: 16)

8-2 تأثیر منفی بر فرزندان

 خشونت‌های خانوادگی خصوصاً مشاجرات‌ و اختلافات‌ میان همسران، فرزندان را دچار‌ سردرگمی‌، بی‌هویتی و... و زمینه‌های بزه و بزهکاری را در آنان مستعد می‌نماید.

«کیگن» 1، «لانگر» 2 و «ماسن» 3 در‌ سال‌ 4791 از تـحقیق دربـاره‌ خـشونت‌ خانوادگی‌ و تأثیر‌ آن روی فرزندان‌ تأکید‌ مـی‌کنند کـه رفـتار خشونت‌آمیز‌ با‌ ناتوانی در ایجاد اهداف مشترک و انسجام خانوادگی همبستگی دارد و کودکان در شرایط بروز خشونت‌های‌ خانوادگی‌ دچار شب‌ ادراری، لکنت، اختلالات روان‌تنی‌ و... می‌شوند‌.

هـمچنین مـشکلات‌ سـلامت‌، سوء‌‌تعذیه، کم‌خوابی یا پرخوابی‌ و ... را در بین کودکان بـالای‌ 18 مـاهه در تحقیقات «لایرز» و ... در سال 5891 حاکی از‌ اثرات‌ خشونت‌های خانوادگی است.

مک کی (1891‌) در‌ تحقیقی‌ که‌ از‌ 90 نفر از‌ کارکنان‌ اردوگاه‌ها موقتی در خصوص تأثیر بـهره‌کشی زنـان در رشـد کودکان به‌ عمل آورده، نشان‌دهنده‌ آن است‌ که‌ 96 درصد تهدیدات روانی‌ را مهم‌ترین عـامل‌ بیماری‌زا‌، 34‌ درصد‌ تهدیدات‌ فیزیکی‌، 14 درصد آشفتگی امور عادی بچه‌ها، 73 درصد وسواس و ... را معرفی کرده‌اند. (اشراقی، 1385: 106-105)

ارائه راهکار

1. در سطح خانوادگی می‌توان از راهبرد توجه اجتماعی‌ یعنی‌ گوش فرا‌ دادن به مسائل، تـأکید کـردن، عـلاقمند نمودن، تحسین و تشویق و اظهار برخی علائم مثبت استفاده نمود و موجب تقویت‌ روحـیه هـمبستگی و دوری از خـشونت‌ورزی گردید.

2. از دیگر نکاتی‌ که‌ در‌ راهکارهای جهانی مورد غفلت قرار گرفته است، تأثیر رسانه‌هـای جـمعی اسـت‌ که در مورد ممنوعیت نمایش ‌‌تصاویر‌ خشونت‌بار مانند قتل و کشتارهای فجیع و تجاوزات و نیز صـحنه‌هـایی که به نوعی‌ زمینه‌ تحریک‌ رفتارهای خشن و جنسی را فراهم می‌نماید، (به طور نـمونه پورنـوگرافی و سـکس) هیچ توصیه‌ای ارائه‌ نشده است.

3. همانگونه که اشاره شد از دیگر عوامل مؤثر در کاهش رفـتارهای‌ خـشونت‌آمیز و جرائم علیه‌ زنان‌، مذهب و اخلاق می‌باشد. زمینه‌سازی جهت تقویت باورهای دیـنی و تـشویق بـه رعایت دستورات دینی در خصوص رعایت حقوق مسلم سایر انسان‌ها(علی‌الخصوص زنان) و نیز یادآوری نـظام حـسابرسی بر اعمال و رفتار‌ در محکمه عدل الهی در کاهش جرائم از جمله خشونت علیه زنـان مـؤثر خـواهد بود.

کاهش نرخ خشونت مستلزم حرکت فرهنگی و طولانی مدت است که مبدأ آغازین آن در نهاد خـانواده‌ و تـوسط‌ نـقش تربیتی زنان قابل اجراست. به طور نمونه نگرش مردان آینده، نسبت بـه زن، تـوسط مادران امروز قابل تغییر است، تا بدین وسیله نسل آینده از خطرات خشونت علیه زنان نجات‌ یابد‌. انـجام چـنین هدفی نیازمند اعتماد به نفس مادران و شناخت آنان نسبت به جایگاه و نـقش شـایسته آن‌ها در نظام خلقت و احیای مجدد تعالیم دیـنی در خـصوص حـقوق و تکالیف متقابل زن‌ و مرد‌ در زندگی خانوادگی و اجـتماعی اسـت. (محبی، 1380: 19)

منابع 

1. آیت‌اللهی، زهرا (1388)‌ نگاه تطبیقی به موضوع خشونت علیه زنان، فصلنامه کتاب زنان، شماره 13. 

2. اخوان، منیره (1394)‌ نقض حقوق زنان در غرب‌؛ تحلیلی از جایگاه زن در کشورهای اروپایی و آمریکا، مطالعاتی صیانت از حقوق زنان. شماره 1.

3. اعظم‌زاده، منصوره؛ دهقان‌فرد، راضیه (‌خشونت علیه زنان در تهران: رابطه بین جامعه‌پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و رابطه خانوادگی‌)،‌ زن در توسعه و سیاست، شماره 8.

4. حمیدیان، اکرم؛ کلانتری، صمد (1387) بررسی عوامل مؤثر بر خشونت‌های خانگی (با تأکید بر خشونت علیه زنان در شهر اصفهان)،‌ توسعه اجتماعی، دوره دوم، شماره 4.

5. ره کشای، حمیده (1395)‌ نقش مداخله دولت‌ها در خشونت خانگی علیه زنان از منظر حقوق بشر‌‌، مطالعاتی صیانت از حقوق زنان، شماره 4.

6. سادات یزدانی، معصومه (1395)‌ خشنونت علیه زنان و تأثیر آن بر بزه‌کاری اطفال، مطالعات حقوق، شماره 7.

7. عالی پور، حسن (1388) قاچاق زنان بزهی بر ضد کرامت زنان،‌ مطالعات راهبردی زنان، شماره 45.

8. علیوردی نیا، اکرم؛ اسفندیاری، فاطمه؛ اسماعیل ریاحی، محمد (1389) تبیین نگرش دانشجویان دختر نسبت به خشونت علیه زنان: آزمون تجربی دیدگاه یادگیری اجتماعی، مسائل اجتماعی ایران، شماره 7.

9. گزارشی از چهارمین کنفرانس جهانی زنان‌ (1385)‌ سیاحت غرب، شماره 35.

10. محبی، سیده فاطمه (1380) آسیب‌شناسی اجتماعی زنان، خشونت علیه زنان، مطالعات راهبردی زنان، شماره 14. 

11. معینیان، نرمینه (1391)‌ تحلیلی بر خشونت علیه زنان در خانواده (با نگاهی به جامعه ترکیه)، زن و مطالعات خانواده، سال پنجم، شماره 17.

12. موثقی، حسن (1392)‌ چشم‌انداز حقوق زنان از نگاه سازمان ملل متحد، زن و مطالعات خانواده، شماره 22.

منابع اینترنتی

1. آمار تکان‌دهنده از تجاوز و خشونت علیه زنان آمریکا

http://www.barackobama.ir/en/news/321/%D8%A2%D9 

2. خشونت علیه زنان از دیدگاه اسلام

http://oroj.edu.af/1395/11/10/

3. نجمه مقدسی، خشونت علیه زنان

http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,4297

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید